سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
82
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
و شيعه بر اين نظر است كه عباسيان پايه مشروعيت خلافت خويش را بر اين ادعا نهادهاند كه ابو هاشم ، فرزند و وارث محمد بن حنفيه ، از حق امامت خويش به نفع خاندان عباسى چشمپوشى كرده است . « 1 » همچنين ولهاوزن در كتاب الدولة العربية مىگويد : روايت ميراث ابو هاشم به احتمال قوى ساختگى است و همان اوايل جعل شده است ؛ چون شواهد ، و [ دلايل ] ساختگى بودن آن را بايد در زمانى قديمىتر جستوجو كرد ؛ زيرا شواهد محكمى دارد ، و اگر چنين نبود ، خلفاى عباسى بعدى از اقامه مشروعيتشان براساس چنين رواياتى اجتناب مىكردند . اين روايت ، همچنين بخشى از حقيقت را دربردارد ؛ چرا كه ابو هاشم بر محمد بن على عباسى تقدم داشت ، هرچند جايز بود كه او را به عنوان خليفه حقيقى بعد از خود تعيين نكند ؛ زيرا ابو هاشم خود حزب خاصى داشت و پيروانش ، هاشميه خوانده مىشدند ، با اين حال ، پس از مرگ ابو هاشم پيروانش بر محمد بن على گرد آمدند و طبق آنچه طبرى گفته ، در رأس اين عده ، خداش بود كه او يكى از موفقترين داعيان شيعه بود و از همان آغاز كار ، براى محمد بن على دعوت كرد . بنابراين ، در خبر آن وصيت ، مقدارى از حقيقت نهفته است ؛ عباسيان ابتدا ولايت ابو هاشم را پذيرفتند تا هاشميان را به دعوت خود ملحق كنند . « 2 » همچنين رونلدسن شرقشناس بر اين باور است كه ابو هاشم در حضور شاهدانى از كيسانيه ، از حق خود در خلافت به نفع محمد بن على عباسى صرف نظر كرد . « 3 » فان فلوتن بر داستان واگذارى امامت ابو هاشم به محمد بن على عباسى تأكيد مىكند و آن را حقيقتى انجام شده مىداند . او مىگويد : تاريخ واگذارى جانشينى از سوى ابو هاشم به پسر عموهاى عباسىاش مسألهاى است كه بر كسى كه اندك آگاهى به تاريخ اسلام داشته باشد ، پوشيده نيست . گفته مىشود ابو هاشم وقتى احساس كرد مرگش نزديك شده ، حق امامت خود را به فرزندان عباس واگذار كرد و آنها را به اسامى داعى الدعاتش در كوفه و داعيان پس از او آگاه كرد و نيز نامههايى را كه بايد به اين دعات برساند تقديمشان
--> ( 1 ) . ولهاوزن ، الخوارج و الشيعة ، ص 248 . ( 2 ) . همو ، الدولة العربية ، ص 476 . ( 3 ) . رونلدسن ، عقيدة الشيعة ، ص 123 .